عشق نامه سعدی – ۱۳

بارها گفته‌ام این روی به هر کس منمای
تــا تـأمــل نــکـنـد دیــده هـر بـی بــصرت

_غزلیات، شیج اجل

عشق نامه سعدی – ۱۰

من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت؟

از در درآمدی و من از خود به درشدم گویی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم
چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب مهرم به جان رسید و به عیوق برشدم
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکت شود بدیدم و مشتاق تر شدم
دستم نداد قوت رفتن به پیش یار چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم
بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
او را خود التفات نبودش به صید من من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد اکسیر عشق در مسم آمیخت زر شدم

عشق نامه سعدی – ۶

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی
نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی
دل دردمند ما را که اسیر توست یارا به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی
نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی
برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی
دل هوشمند باید که به دلبری سپاری که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی
چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی
گله از فراق یاران و جفای روزگاران نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی

«ترسیم هندسی غزلیات سعدی به‌سان مثلث»

حمید جعفری / رادیو کوچه

اگر بخواهیم غزلیات سعدی را ترسیم هندسی کنیم، به باور من، مثلثی را باید در نظر بگیریم که سه ضلع دارد. هر یک از اضلاع این مثلث گویای یک شاخص و عنصر اصلی در غزلیات سعدی است. تلفیق این عناصر، غزل روان و دل‌نشین سعدی را می‌آفریند. یک عنصر یا ضلع آن اندیشه و فکر سعدی است که از آن می‌توان به نبوغ اندیشگی یا فکری سعدی یاد کرد. عنصر دیگر نبوغ شاعری و شگردهای هنری اوست. ضلع یا زاویه سوم نیز نبوغ زبانی است. ما چندان به این بخش از هنر سعدی نپرداخته‌ایم و بسیاری از واژه‌ها و اصطلاحات زبان او را نمی‌شناسیم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

دانلود فایل صوتی

آن‌چه بازگو شد بخشی از سخنان دکتر فرح نیازکار استاد دانشگاه و سعدی‌پژوه بود که در بیستمین درس گفتار سعدی که به «زبان سعدی در غزل» اختصاص داشت، در شهرکتاب مرکزی برگزار شد. پایان‌نامه دکتری وی «زبان سعدی در غزل» نام دارد و در آستانه نشر توسط انتشارات «هرمس» است.

دکتر نیازکار در ادامه این‌گونه بیان می‌کند که:« شعر فارسی در خراسان بزرگ زاده شد و در قالب حماسی رو به تکامل گذاشت. اما علاوه‌بر این قالب، دو ویژگی دیگر داشت که آن را رو به تکامل بیشتر برد. از آن دو ویژگی یکی را می‌توان شاخه‌ی «عارفانه» دانست و دیگری را شاخه‌ی «عاشقانه». این شعر، با چنین ویژگی‌هایی، در قرن هفتم و در شیراز به سعدی می‌رسد و او آن را به اوج می‌رساند. از این رو شاید، با اندکی تسامح، بتوان تاریخ ادبیات فارسی را به دوره‌ی پیش از سعدی و پس از سعدی تقسیم‌بندی کرد. تنها ستاره‌ای هم که پس از او توانست بدرخشد، «حافظ» بود.

حافظ نیز تکیه بر داشته‌های سعدی داشت و از این راه بود که نام بلندی یافت. اگر چه زبانی که شاعران و نویسندگان خراسان استفاده می‌کردند، زبانی فاخر بود، اما به دلیل نقطه ضعف‌هایش، نمی‌توانست به زبان معیار تبدیل شود. این سعدی بود که با تکیه بر واقعیات اجتماعی و سنت‌های فرهنگی و هم‌چنین تجربیات شخصی و خلاقیت هنری، توانست به گونه‌ای هوش‌مندانه این زبان را بدل به زبان معیار کند. در بخش نثر، «گلستان» اوج چنین زبانی است و در بخش شعر، غزلیات اوج دیگری است. اما ظرافت‌های کار سعدی هنگامی مشخص می‌شود که ما سیر غزل را از آغاز، یعنی اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم، بررسی کنیم و تغییراتی را که سعدی در آن می‌دهد، مورد توجه قرار دهیم.

موسیقی‌ای که در این برنامه می‌شنوید اثری بود به نام نقش خیال به آهنگ‌سازی «علی قمصری» و خوانندگی «همایون شجریان» که در مهرماه سال ۱۳۸۴ منتشر شد. نکته‌ی بارز این موسیقی استفاده ی گسترده از سازهای موسیقی کلاسیک و راک مانند گیتار، ویولون و حتا کنترباس است که در زمان انتشار آن نقد‌های مثبت و منفی فراوانی بر همایون شجریان برای استفاده از این سازها در موسیقی سنتی وارد آمد. این اثر در دست‌گاه «نوا» که یکی از سخت‌ترین دست‌گاه‌های موسیقی سنتی ایران است تنظیم شده و حتمن متعجب خواهید شد اگر بدانید که علی قمصری، این قطعات را در سن ۲۲ سالگی آهنگ‌سازی کرده است. نوازندگان این آلبوم عبارتند از:

مصباح قمصری، کلارینت، دودوک

نیما رحمتی، کمانچه

نوید جابری، تنبور

حامد زند کریم‌خانی، تنبک

گلناز خاضعی، دف، دهل

عرفان شهرآبادی، نی

بهزاد احمدی، طبلا

امیر حسین طریقت کوزه، تنبک تصنیف  «توبه شکن»

هیرش نقش‌بندی، کاسوره

علی قمصری، تار، بم تار، عود، سه تار، گیتار

مازیار ظهیرالدینی، ویلن

علی جعفری، ویلن

پیام طونی، ویلن، آلتو، سولیست تصنیف”دوای دل”

امیر پورخلجی، ویلن، آلتو، ویلنسل، سولیست”مقدمه نوا”

علی‌رضا خورشیدفر، کنتر باس