عشق نامه سعدی – ۸

دستم نداد قوت رفتن به پیش یار چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم

عشق نامه سعدی – ۷

دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت
تا چو خورشید نبینند به هر بام  و  درت

دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت
جرم بیگانه نباشد که تو خود صورت خویش گر در آیینه ببینی برود دل ز برت
جای خنده‌ست سخن گفتن شیرین پیشت کب شیرین چو بخندی برود از شکرت
راه آه سحر از شوق نمی‌یارم داد تا نباید که بشوراند خواب سحرت
هیچ پیرایه زیادت نکند حسن تو را هیچ مشاطه نیاراید از این خوبترت
بارها گفته‌ام این روی به هر کس منمای تا تأمل نکند دیده هر بی بصرت
بازگویم نه که این صورت و معنی که تو راست نتواند که ببیند مگر اهل نظرت
راه صد دشمنم از بهر تو می‌باید داد تا یکی دوست ببینم که بگوید خبرت
آن چنان سخت نیاید سر من گر برود نازنینا که پریشانی مویی ز سرت
غم آن نیست که بر خاک نشیند سعدی زحمت خویش نمی‌خواهد بر رهگذرت

سعدی – غزلیات

عشق نامه سعدی – ۶

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی
نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی
دل دردمند ما را که اسیر توست یارا به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی
نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی
برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی
دل هوشمند باید که به دلبری سپاری که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی
چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی
گله از فراق یاران و جفای روزگاران نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی

عشق نامه سعدی – ۳

به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقه موییت گرفتاری هست

غزلیات، شیخ اجل، سعدی

عشُاق نامه سعدی – ۲

« به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقه موییت گرفتاری هست»
غزلیات؛ سعدی

«عشق در غزل سعدی»

حمید جعفری / رادیو کوچه

روز پنج‌شنبه دوم اردیبهشت ماه،  همایش یک‌روزه «سعدی در غزل» با حضور جمعی از پژوهش‌گران در محل شهر کتاب مرکزی تهران برگزار شد. در این همایش که به مناسبت روز بزرگ‌داشت سعدی در شهر کتاب برگزار می‌شد چهره‌هایی چون دکتر «رضا داوری اردکانی»، دکتر ‌«نصراله پورجوادی»، دکتر «مریم حسینی»، دکتر «امیرعلی نجومیان»، دکتر «سعید حمیدیان»، دکتر «سعید سعید‌پور»، دکتر «مهدی محبتی»، دکتر «محمود فتوحی»، «کورش کمالی سروستانی»، «مهدی فیروزان»، «صفر عبداله»، دکتر «ضیا موحد»، دکتر «اصغر دادبه» و دکتر «ابراهیم خدایار» حضور داشتند. در سعدی نامه‌ی این هفته گزیده‌ای از سخنان دکتر امیرعلی نجومیان را خواهید شنید. این سخن‌رانی «واسازی عشق در غزل سعدی» نام داشت.

هم‌چنین یکی از زیباترین حکایات گلستان سعدی که در باب هفتم آن که «در تاثیر تربیت»  نام دارد را نیز در این‌جا خواهید شنید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

دانلود فایل صوتی